تجربه ساعات اولیه بازی SilkSong: هیجان خرید بر اساس هیاهو یا انتخابی درست؟
قطعاً! درخواست شما با رعایت تمامی جزئیات و با لحن رسانهای رسمی ایرانی انجام شد. متن بازنویسی و در بخشهایی برای کاملتر شدن، توضیحات بیشتری اضافه شده است. تجربه ساعات اولیه «Hollow Knight: Silksong»: هیجان خرید بر اساس هیاهو یا انتخابی درست؟ یک اتفاق نادر در دنیای بازیهای ویدیویی رخ داد: انتشار دنباله بسیار منتظره
قطعاً! درخواست شما با رعایت تمامی جزئیات و با لحن رسانهای رسمی ایرانی انجام شد. متن بازنویسی و در بخشهایی برای کاملتر شدن، توضیحات بیشتری اضافه شده است.
تجربه ساعات اولیه «Hollow Knight: Silksong»: هیجان خرید بر اساس هیاهو یا انتخابی درست؟
یک اتفاق نادر در دنیای بازیهای ویدیویی رخ داد: انتشار دنباله بسیار منتظره «Hollow Knight: Silksong» به قدری پرشور و استقبال بود که باعث از کار افتادن موقت فروشگاههای بزرگ دیجیتال از جمله استیم (Steam), پلیاستیشن استور (PlayStation Store), ایشاپ نینتندو (Nintendo eShop) و اکسباکس استور (Xbox Store) شد. این اغراق نیست؛ هجوم گیمرها برای خرید و دانلود این بازی بهحدی بود که زیرساختهای این پلتفرمها را موقتاً با اختلال مواجه کرد. در زمان نگارش این مطلب، تعداد ۴۹۰,۴۹۰ نفر بهطور همزمان در حال تجربه این عنوان روی پلتفرم استیم بودند. واضح است که «Hollow Knight: Silksong» یک پدیده بزرگ است.
این وضعیت برای ما بسیار جذاب بود، چراکه بسیاری از ما هرگز نمیدانستیم که محبوبیت اصلی «Hollow Knight» تا این حد بالا است. البته که نام این بازی از زمان انتشارش در سال ۲۰۱۷ به گوشمان خورده بود، اما آن را به عنوان یک بازی مستقل دیگر در سبک مترودوانیا (Metroidvania) در نظر گرفته و چندان مورد توجه قرار نداده بودیم. حتی تعجب میکردیم وقتی که میدیدیم برخی استودیوهای توسعهدهنده مستقل، تاریخ انتشار بازیهای خود را به دلیل رقابت با «Silksong» به تعویق میاندازند. چرا چنین کاری میکنند؟ با جستوجویی ساده و یافتن آمار فروش، شوکه شدیم: بازی اصلی «Hollow Knight» بیش از ۱۵ میلیون نسخه فروخته بود! چگونه یک بازی مستقل درباره حشرات، به اندازه یک نسخه از سری «Call of Duty» فروش دارد؟
با توجه به هیاهوی overwhelming پیرامون «Silksong» و همچنین قیمت بسیار مناسب آن که تنها ۲۰ دلار است (که بدون شک یکی دیگر از دلایل فروش فوقالعاده آن محسوب میشود)، تصمیم گرفتیم ببینیم این همه شور و هیجان درباره چیست.
ما تنها چند ساعت اولیه بازی را تجربه کردهایم و اگرچه هنوز نمیتوانیم به طور کامل درک کنیم که چرا همه درباره این بازی اینگونه شوریدهاند، اما نشانههایی از آنچه که آن را خاص میکند، دیدهایم. با این توضیح که این مطلب یک نقد کامل یا حتی پیشدرآمدی بر بازی نیست، در ادامه اولین برداشتهایمان از «Hollow Knight: Silksong» را میخوانید.
زندگی یک حشره: ورود به دنیایی خیرهکننده
«Hollow Knight: Silksong» با یک سینماتیک زیبای انیمیشنی دستساز آغاز میشود که بلافاصله شما را درگیر خود میکند. ما عاشق انیمیشنهای دو بعدی در بازیها هستیم و این مقدمه یک قلاب عالی است. خیلی سریع کنترل شخصیت اصلی بازی، «Hornet» (هورنت)، را به دست میگیرید که خود را در غارهای زیرزمینی عجیب و خزهزده سرزمین جدیدی به نام فارلوم (Pharloom) مییابد.
شاید این مقایسه چندان درست نباشد، اما اولین بازی که با شروع «Silksong» به ذهنمان خطور کرد، بازی مستقل محبوب دیگر، «Ori and the Will of the Wisps» بود. هر دو بازی، sidescrollerهای دو بعدی خیرهکنندهای هستند که در دنیایی تاریک و فانتزی روایت میشوند. با این حال، «Silksong» به طور کلی تاریکتر و مشئومتر از دنیای رنگارنگ «Ori» است. میتوان گفت «Silksong» شگفتی جادویی «Ori» را با gloominess (حالت تاریک و غمگین) بازیهایی مانند «Limbo» یا «Inside» – که آنها نیز از پلتفرمرهای دو بعدی درخشان هستند – ترکیب میکند.
نکته دیگری که به چشم میآمد و همچنان تا حدی عجیب است، این است که شخصیت شما و برخی از ساکنان حشرهای دنیای بازی، صداهایی شبیه به انسان دارند. آنها به زبانهای واقعی صحبت نمیکنند، اما تماماً صداگذاری (Voice Acted) شدهاند. شنیدن صدایی انسانی از موجوداتی شبهحشره… عجیب است! اگر همه صداهای غیرانسانی و حشرهمانند داشتند، کمتر آزاردهنده بود. اما شاید این بخشی از جذابیت این فرنچایز باشد.
با توجه به اینکه تنها چند ساعت از بازی را گذراندهایم، در موقعیتی نیستیم که درباره داستان پیچیده «Silksong» بحث کنیم. از آنچه فهمیدهایم، در سرزمینی جدید و عجیب گرفتار شدهایم و در تلاش برای یافتن راه فراری به سمت قله یک شهر مرموز هستیم. تا به حال با شخصیتهایی ملاقات کردهایم که به دلایل مختلف یا در این سرزمین گیر افتادهاند یا در حال سفر هستند. مطمئناً با پیشرفت بازی، طرح داستان بیشتر آشکار خواهد شد، اما همین هدف ساده فرار، برای ادامه دادن مسیر کافی است.
هدایت سوزن: گیمپلی و مبارزات چالشبرانگیز
از نظر گیمپلی، کنترلهای «Hollow Knight: Silksong» حالتی تا حدودی شناور و آزاد دارد که در بسیاری از بازیهای مستقل دیگر نیز دیدهایم. این به معنای غیردقیق بودن کنترلها نیست، بلکه یک حس floatiness (سبکی و شناوری) خاص در حرکت شخصیت وجود دارد که برای ما حس «مستقل» بودن را القا میکند. انجام پرشها میتواند کمی پیچیده باشد، زیرا برای جهشهای بلندتر باید دکمه پرش را بیشتر نگه دارید، اما adapting to it چندان سخت نیست.
در حال حاضر، سلاح اصلی شما یک سوزن (Needle) است که مانند یک شمشیر عمل میکند. همچنین میتوانید سوزن را مانند نیزه پرتاب کنید، البته این یک قابلیت ویژه است که ابریشم (silk) مصرف میکند؛ منبعی که از ضربه زدن به دشمنان تولید میشود. حمله به موجودات مختلف حالتی پرزور و رضایتبخش دارد که مدیون افکتهای صوتی قدرتمند و لرزش جزئی صفحه است. مانند حرکت، combat نیز تا حدی حس شلی دارد، اما در کل وقتی به آن عادت کنید، پاسخگو است.
از قبل میدانستیم که «Silksong» بازی دشواری است، بنابراین هرگز کورکورانه به میدان نبرد نپریدیم. داشتن این ذهنیت تا حد زیادی ما را زنده نگه داشته است (در بیشتر موارد)، زیرا حتی دشمنان کوچک نیز میتوانند بسیار مهاجم باشند. توجه به الگوهای حرکتی دشمنان به ویژه در نبردهای علیه boss ها که در صورت بیدقتی میتوانند در عرض ثانیه پایان یابند، بسیار مهم است. در حال حاضر، این نبردهای تن به تن هستند که واقعاً انگیزه ادامه دادن را ایجاد میکنند. ما عاشق یک چالش خوب هستیم!
شنیدهایم که برخی «Hollow Knight» را به «Souls-Like»ها (سبکی مشابه سری Dark Souls) مانند «Elden Ring» تشبیه میکنند و دلیل آن را درک میکنیم. برای مثال، اگر کشته شوید، باید به محلی که مردهاید بازگردید تا مهرههای دعا (prayer beads) و تکههای استخوان (bone shards) جمعآوری شده را بازیابی کنید. اگر قبل از رسیدن به هدف خود دوباره بمیرید، همه این آیتمها را از دست میدهید. همچنین shortcutها (مسیرهای کوتاه) را پیدا کردهایم که کاوش را آسانتر میکنند، درست مانند بازیهای «Dark Souls». و طبیعتاً، سطح دشواری قطعاً یادآور بازیهای توسعهیافته توسط «FromSoftware» است.
رقابت در دنیای دو بعدی: مقایسه با دیگر غولها
اگرچه اکنون جذابیت بازیهای «Hollow Knight» را میبینیم، اما هنوز تا حدی درباره «Silksong» مردد هستیم. بخشی از دلیل این است که آن را بلافاصله پس از اتمام بازیهای «Ninja Gaiden: Ragebound» و «Shinobi: Art of Vengeance» بازی میکنیم که آنها نیز بازیهای اکشن دو بعدی هستند. در حالی که میپذیریم که آن بازیها با «Silksong» کاملاً متفاوت هستند، اما آنها بیشتر چیزی را به ما میدهند که میخواهیم و انتظار داریم.
در جایی که کنترلهای «Silksong» میتواند شناور و آزاد احساس شود، «Ninja Gaiden» و «Shinobi» از پلتفرمینگ و مبارزاتی تنگاتنگ و دقیق بهره میبرند. این موضوع به ویژه در مورد «Shinobi» صادق است که به شما امکان میدهد رشتههای کامبوی چندضربهای reminiscent of a fighting game را اجرا کنید. این بازیها همچنین بسیار action-focused هستند و幾乎 به شما زمانی برای فکر کردن نمیدهند و باید راه خود را از میان دشمنان بگشایید. این contrast (تقابل) stark (شدیدی) با contemplative (تأملی و کند) «Silksong» است.
به نظر ما نشاندهنده این است که در عرض چند دقیقه عاشق «Ninja Gaiden: Ragebound» و «Shinobi: Art of Vengeance» شدیم، در حالی که پس از چند ساعت بازی هنوز مطمئن نیستیم که در مورد «Silksong» چه احساسی داریم. اما ما admittedly (مسلماً) معتادان اکشن هستیم که بازیهایی را دوست داریم که آدرنالین ما را به جریان میاندازند. «Silksong» لحظات heartpounding (هیجانانگیز) دارد و مطمئنیم با ادامه دادن، تجربیات بیشتری خواهیم داشت، اما این بازی در مقایسه با دو بازی نینجایی که نام بردیم، یک slow burn (عشق آهسته) است.
سفری که در پیش است: جمعبندی اولیه
ما معمولاً بازیها را فقط به این دلیل که ترند هستند، بازی نمیکنیم. با این حال، واقعاً میخواستیم بدانیم چرا جامعه گیمری اینقدر برای «Hollow Knight: Silksong» هیجانزده است. خوشحالیم که کنجکاوی خود را دنبال کردیم، زیرا اکنون میتوانیم (تا حدی) درک کنیم که چرا این فرنچایز تا این حد محبوب است. سبک هنری آن کاملاً مسحورکننده است و چالش steep (سخت) آن که شما را مجبور به فکر کردن قبل از عمل میکند، قابل قدردانی است. و همانطور که گفتیم، قیمت ۲۰ دلاری آن pretty irresistible (تقریباً غیرقابل مقاومت) است.
ما چند بازی دیگر نیز برای تجربه در دستور کار داریم، بنابراین احتمالاً قبل از بازگشت به «Hollow Knight: Silksong» روی آنها تمرکز خواهیم کرد. اما حتی اگر هنوز در مورد آن مردد هستیم، این بازی به اندازهای علاقه ما را برانگیخته که وقتی وقت کافی برای آن داشته باشیم، سزاوار توجه کامل ما خواهد بود. چه کسی میداند، شاید این بازی به عنوان بازی مورد علاقه غافلگیرکننده ما در سال ۲۰۲۵ تبدیل شود. اگر چنین شود، قطعاً به شما اطلاع خواهیم داد!
توجه کن که کل متن
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0